عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

376

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

سپه‌سالارى مادون النهر بر تو اعتماد كرد آيد . و به ايلك نيز استعانت كرد . ايلك به يارى دادن با ايشان بيامد و بدر سمرقند فرود آمد ، و ابو منصور با اندك مردم پيش او باز آمد ، و او را فرود آورد ، و تا سوارانش فرود آمدند بفرمود : تا ابو منصور بن عزير را بند كردند ، و فايق را از سمرقند بخواند ، و بر مقدمه كرد و بفرمود او را كه ببخارا شود . چون امير ابو الحارث اين خبر بشنيد ، به آموى [ 1 ] رفت . چون فايق فرا رسيد ، ابو الحارث را ملامت كرد از گذاشتن مملكت . پس ابو الحارث بكتوزون را سپه‌سالارى خراسان داد و بفرستاد ، و خود سوى بخارا بازگشت . و فايق يك منزل پيش آمد و اندر بخارا شدند . و اندرين وقت امير محمود به نيشاپور بود ، و خبر مرگ پدر شنيد و نيز شنيد : كه برادرش اسماعيل بن ناصر الدين تركات پدر بر گرفت ، و ولايت غزنين بگرفت پس امير محمود روى بغزنين نهاد ، و بدر غزنين با برادر بياويخت و حرب كرد ، و برادر را قهر كرد و اسير گرفت ، و لشكرش را هزيمت كرد ، و شهر غزنين را بگرفت . و ابو القاسم سيمجورى تركان [ 213 ] به او غلبه كرده بود ، پس طمع بكتوزون كرد و به نيشاپور آمد . بكتوزون پيش رفت و حرب كرد اندر ماه ربيع الاول سنه ثمان و ثمانين و ثلثمائه . و ابو القاسم را بشكست و مال او را بر گرفت . و ابو المظفر برغشى [ 2 ] را از وزارت باز كردند به بخارا ، و ابو القاسم العباس بن محمد برمكى [ 3 ] را به نيابت بنشاند تا كسى پديد آيد . و ( چون ) ابو القاسم كشته شد ، ابو الحسين بن محمد بن على الحمولى [ 4 ] را بنشاندند ،

--> [ ( 1 - ) ] هر دو : با موى ؟ [ ( 2 - ) ] اصل : برعشى . ب : برعنى ؟ [ ( 3 - ) ] در اين جا باز كلمات ( وزارت ابو المظفر برعسى ) از حاشيه به متن آمده ولى چون با متن ربطى نداشت حذف شد . [ ( 4 - ) ] اين شخص را محمود به صفت سفير و قاصد خود به بخارا فرستاد و تا مدتى كه آنجا ماند وزير هم بود ( تركستان بار تولد ) و باز مىبينيم كه او را محمود بعد از مرگ سبكتگين از طرف خود به غزنه پيش برادر فرستاده بود ( يمينى 114 ) .